پاتوفیزیولوژی آکنه: از ترشح سبوم تا پاسخ التهابی
ضد جوش به محصولات و روشهایی اطلاق میشود که هدف آنها تنظیم فرآیندهای پاتولوژیک زمینهساز آکنه است. برای درک مکانیسم عمل این محصولات، ابتدا باید پاتوفیزیولوژی آکنه را به صورت سیستماتیک مرور کنیم. آکنه یک بیماری چندعاملی فولیکول سباسه است که چهار عامل اصلی در پیدایش آن نقش دارند: افزایش تولید سبوم (چربی)، هایپرکراتوز فولیکولی، کلونیزاسیون باکتریایی و التهاب. تولید سبوم توسط غدد سباسه تحت کنترل هورمونهای آندروژن (به ویژه دهیدرواپیآندروسترون سولفات و تستوسترون) است که با اتصال به گیرندههای آندروژنی در غدد، سنتز لیپیدها را تحریک میکنند. در افراد مستعد، این فرآیند منجر به سبوره (ترشح بیشازحد چربی) میشود که محیطی غنی از تریگلیسیریدها را برای باکتریها فراهم میکند. همزمان، هایپرکراتوز فولیکولی به دلیل اختلال در تمایز و جداشدن کراتینوسیتهای مجرای پیلوسباسه رخ میدهد. در حالت طبیعی، کراتینوسیتها به صورت منظم از عمق فولیکول به سطح مهاجرت کرده و ریزش میکنند. در آکنه، این روند تسریع میشود و سلولها بههم چسبیده، یک پلاگ کراتینی تشکیل میدهند که مجرای فولیکول را مسدود میکند. این پلاگ زمینه را برای تجمع سبوم و ایجاد کومدون (سرسیاه یا سرسفید) فراهم میکند. در مرحله بعد، باکتری Cutibacterium acnes (C. acnes) که به طور معمول در فولیکولها ساکن است، در این محیط بسته شروع به تکثیر میکند. C. acnes با ترشح آنزیمهای لیپاز، تریگلیسیریدهای سبوم را به اسیدهای چرب آزاد تجزیه میکند. این اسیدهای چرب نهتناهی باعث تحریک دیواره فولیکول میشوند، بلکه با فعالسازی گیرندههای شبهتول (TLR2) روی کراتینوسیتها و ماکروفاژها، آبشار سیتوکینهای پیشالتهابی (عمدتاً IL-1α, IL-8, TNF-α) را راهاندازی میکنند. جذب نوتروفیلها و سایر سلولهای ایمنی به ناحیه، باعث ایجاد التهاب موضعی میشود که به صورت پاپول (برآمدگی قرمز) و پوسچول (ضایعه چرکی) تظاهر مییابد. اگر التهاب به درم عمیقتر گسترش یابد، ندول و کیست تشکیل میشوند که میتوانند به بافت همبند آسیب رسانده و منجر به اسکار شوند.
پاتوفیزیولوژی آکنه: از ترشح سبوم تا پاسخ التهابی
ضد جوش به محصولات و روشهایی اطلاق میشود که هدف آنها تنظیم فرآیندهای پاتولوژیک زمینهساز آکنه است. برای درک مکانیسم عمل این محصولات، ابتدا باید پاتوفیزیولوژی آکنه را به صورت سیستماتیک مرور کنیم. آکنه یک بیماری چندعاملی فولیکول سباسه است که چهار عامل اصلی در پیدایش آن نقش دارند: افزایش تولید سبوم (چربی)، هایپرکراتوز فولیکولی، کلونیزاسیون باکتریایی و التهاب. تولید سبوم توسط غدد سباسه تحت کنترل هورمونهای آندروژن (به ویژه دهیدرواپیآندروسترون سولفات و تستوسترون) است که با اتصال به گیرندههای آندروژنی در غدد، سنتز لیپیدها را تحریک میکنند. در افراد مستعد، این فرآیند منجر به سبوره (ترشح بیشازحد چربی) میشود که محیطی غنی از تریگلیسیریدها را برای باکتریها فراهم میکند. همزمان، هایپرکراتوز فولیکولی به دلیل اختلال در تمایز و جداشدن کراتینوسیتهای مجرای پیلوسباسه رخ میدهد. در حالت طبیعی، کراتینوسیتها به صورت منظم از عمق فولیکول به سطح مهاجرت کرده و ریزش میکنند. در آکنه، این روند تسریع میشود و سلولها بههم چسبیده، یک پلاگ کراتینی تشکیل میدهند که مجرای فولیکول را مسدود میکند. این پلاگ زمینه را برای تجمع سبوم و ایجاد کومدون (سرسیاه یا سرسفید) فراهم میکند. در مرحله بعد، باکتری Cutibacterium acnes (C. acnes) که به طور معمول در فولیکولها ساکن است، در این محیط بسته شروع به تکثیر میکند. C. acnes با ترشح آنزیمهای لیپاز، تریگلیسیریدهای سبوم را به اسیدهای چرب آزاد تجزیه میکند. این اسیدهای چرب نهتناهی باعث تحریک دیواره فولیکول میشوند، بلکه با فعالسازی گیرندههای شبهتول (TLR2) روی کراتینوسیتها و ماکروفاژها، آبشار سیتوکینهای پیشالتهابی (عمدتاً IL-1α, IL-8, TNF-α) را راهاندازی میکنند. جذب نوتروفیلها و سایر سلولهای ایمنی به ناحیه، باعث ایجاد التهاب موضعی میشود که به صورت پاپول (برآمدگی قرمز) و پوسچول (ضایعه چرکی) تظاهر مییابد. اگر التهاب به درم عمیقتر گسترش یابد، ندول و کیست تشکیل میشوند که میتوانند به بافت همبند آسیب رسانده و منجر به اسکار شوند.

مبانی پاتوفیزیولوژیک آکنه ولگاریس و اهداف درمانی ترکیبی